خرید بک لینک
در بسیاری از موارد، پدیده طلاق ناشی از مسائلی است که یک یا دو دهه قبل حتی باور کردن آن نیز امکانxadپذیر نبود؛ تنوعxadطلبی، خیانت، دروغگویی و بسیاری از مسائل دیگر منشأ و مبدأ تعداد قابل ملاحظهxadای از طلاقxadها شدهxad است. اما کم نیستند خانوادهxadهایی که قبل از طلاق قانونی، رویه طلاق عاطفی را در پیش میxadگیرند. از دیدگاه صاحبxadنظران، طلاق عاطفی اولین مرحله در فرایند طلاق رسمی و بیانگر رابطهxadی رو به زوال است که در آن احساس بیگانگی میان زوجین حاکم میxadشود. در این حالت زن و شوهر اگرچه ممکن است با هم بودن را ادامه دهند، اما جاذبه و اعتماد آنها نسبت به یکدیگر از بین رفته است. به طلاق عاطفی، جدایی خاموش نیز گفته میxadشود، چرا که همسران در کنار هم زندگی میxadکنند اما در احساسات شخصی همدیگر شریک نیستند و از سویی دیگر، رابطهxadی میان آنxadها رابطهxadای را توصیف میxadکند که آنxadها در محیطهای اجتماعی، خوب و صمیمی به نظر می رسند ولی در خلوت قادر به تحمل یکدیگر نیستند.

علایم و شاخصهxadهای طلاق عاطفی

طلاق عاطفی معمولاً از شکایت و گلهxadگذاری زوجxadها نسبت به یکدیگر شروع میxadشود. مشخصه دیگر این است که دو طرف میل شدید به تنهایی دارند و برنامهxadهای خود را به صورت انفرادی برنامهxadریزی میxadکنند. در جریان طلاق عاطفی، زن و شوهر نه تنها تلاشی برای با هم بودن نمیxadکنند، بلکه ترجیح میxadدهند در تنهایی اوقات خود را سپری کنند. مؤلفهxadی دیگر ارتباط کلامی خیلی محدود است. از دیگر مولفهxadها میxadتوان به دیگرگرایی اشاره نمود که میxadتواند طیفی از مهمانیxadهای افراطی تا ارتباط و ورود دیگری به عنوان جایگزین همسر، برای هر یک از طرفین را در برگیرد. گاهی این "دیگر" فرزند خانواده است و رابطهxadی پدر یا مادر با بچه از حد طبیعی خارج میxadشود. شاخصهxadی دیگر طلاق عاطفی بیxadتفاوتی و زوال امید به ترمیم رابطه است. زن و شوهری که درگیر طلاق عاطفیxadاند، تغییر در خود و طرف مقابل را غیرممکن دانسته و به همین خاطر هرگونه میانجیxadگری برای ترمیم این رابطهxadی مخدوش را بیxadفایده میxadدانند. یکی دیگر از شاخصهxadهای روشن و بارز طلاق عاطفی، بیماریxadهای جسمی و افسردگی است.

ریشهxadهای طلاق عاطفی

اختلافات زوجین دلایل متعددی دارد. بخش عمدهxadای از این اختلافات ناشی از انتخابxadهای نادرست است. انتخابxadهای نادرست افراد، به صورتxadهای مختلفی دیده میxadشود. سهم عمدهxadی آنxadها به "انگیزه" افراد برای ازدواج کردن باز میxadگردد. انگیزهxadهای مخربی که انتخاب نادرست را باعث میxadشوند، شامل موارد زیر میxadشوند:

1-گریز از تنهایی

2- فرار از حرف مردم و با به اصطلاح بستن دهان مردم

3- ازدواجxadهایی که برای مادیات و رفع نیازهای مادی صورت میxadگیرد

4- ازدواجxadهایی که از روی چشم و همxadچشمی در میان اعضای فامیل و دوستان صورت میxadگیرد

5- ازدواجxadهای تحمیلی که در آن خواستن نقشی ندارد

6- ازدواجxadهایی که برای فرار از محیط خانوادهxadی کنونی صورت میxadگیرد.

علاوه بر انتخابهای نادرست و عوامل تأثیرگذار بر آن، دلایل بسیار دیگری در ایجاد و بروز اختلافات میان زوجین وجود دارد که در ادامه به برخی از آنها اشاره میxadکنیم: در بسیاری موارد زن و شوهر فرایند شناخت یکدیگر را به طور صحیح طی نکردهxadاند. در برخی موارد اختلافات میان زوجین به کمبود و یا عدم وجود مهارتxadهای زندگی باز میxadگردد. مواردی چون رابطه صحیح کلامی، مهارتxadهای لازم برای سخن گفتن و بیان صحیح خواستهxadها از همسر، از جمله موضوعاتی است که در قالب مهارتxadهای زندگی قرار میxadگیرند که اکثر جوانان فاقد آن هستند.

دلایل اصلی زندگی زوجها در کنار یکدیگر بعد از وقوع طلاق عاطفی

از دیدگاه نویسنده، مهمترین دلیل برای تحمل و ادامه یک زندگی در شرایط دشوار و رنجxadآور، کارکرد منفی است که طلاق رسمی در جامعه به همراه دارد. نگاهی که جامعه به افراد مطلقه دارد نگاه مثبتی نیست، به خصوص نسبت به زنان که چه بسا بعد از طلاق از طرف جامعه مورد بیxadحرمتی روحی و جنسی قرار میxadگیرند. از دیگر دلایل، نقش فرودستی است که جامعه و نهادهایش به زنان میxadدهد. در واقع به دلیل همین نقش فرودست است که ابراز وجود زنان در زندگی فردی و اجتماعیxadشان حمایت نمیxadشود و بدینxadترتیب در اکثر مواقع تقاضاها، نگرانیxadها و دغدغهxadها مسکوت باقی میxadماند و همین مسئلهxad، کنشگر نبودن زنان را تقویت میxadکند و آنان را موجوداتی وابسته به مرد و مصرفxadگرا بار میxadآورد. از دیگر موارد میxadتوان به وابستگی اقتصادی زنان اشاره نمود. زنانی که دارای پشتوانه مالی نیستند از این میxadترسند که بعد از جدایی چگونه میxadتوانند گذران زندگی کنند و یا اینکه معتقدند رفاه مادی را که اکنون دارم دیگر نخواهم داشت. وجود فرزندان و نگرانی از اینکه ممکن است فرزندان از جدایی رسمی آسیب ببینند، از دیگر عوامل ادامه زندگی در چنین شرایطی است.

چه باید کرد؟

برای مواجهه با چنین پدیدهxadای باید در نظر داشته باشیم که در حال حاضر با دو گروه مواجه هستیم:

اول گروهی که ازدواج کردهxadاند و دچار طلاق عاطفیxadاند و گروه دوم شامل افرادی است که هنوز ازدواج نکردهxadاند ولی ممکن است بعد از ازدواج به این مسأله دچار شوند.

در مورد گروه اول بهترین کار، مراجعه به متخصصین این حوزه و کمک گرفتن از آنهاست. یکی از راهکارهایی که میxadتواند در شفافxadسازی، سوءxadتفاهم زدایی و باز کردن گره میان زوجین، تأثیر زیادی داشته باشد، زوجxadدرمانی است. زوجxadدرمانی رویکردی است که در آن جلسات درمانی مشترک میان زن و شوهر برای تغییر دادن روابط میان آنxadها در جهت مطلوب برگزار میxadشود. در واقع در زوجxadدرمانی به این مسأله پرداخته میxadشود که مسأله میان زوجین، فردی نیست. بلکه مشکل میانxadفردی است و هر دو باید در جهت بهبود و حل مشکل دارای انگیزه باشند و رویکردی فعالانه را اتخاذ کنند.

در مورد گروه دوم که هنوز ازدواج نکردهxadاند بهترین رویکرد، پیشگیری است. این گروه دارای پتانسیل زیادی برای دچار شدن به چنین آسیبی را داراست. چرا که ممکن است آنها خود قربانی چنین پدیدهxadای باشند و نگرانی مهمتر در مورد آنxadها، نداشتن مهارتxadهای زندگی و مهارتxadهای پذیرش نقش جدید است. در وهله اول مسئولیت آموزش این مهارتxadها به عهده خانوادهxadهاست و بعد از آنxadها، به عهده نهاد آموزش و پرورش میxadباشد. کودک از شش تا هجده سالگی بخش قابل توجهی از زندگی خود را در مدرسه میxadگذراند که این نهاد و سایر نهادهای مرتبط با کودک، برای آموزش مهارتxadهای لازم زندگی باید یرنامهxadریزی عملی و متنوعی را اتخاذ نمایند.

همچنین در مورد دختران و پسران جوانی که قصد ازدواج را دارند باید مهارتxadهای ازدواج عاقلانه را آموزش ببینند. در واقع باید نهادهای مسئول، کلاسxadهای مشاوره پبش از ازدواج را برای چنین افرادی به صورت اجباری در نظر بگیرند تا از ایجاد آسیبxadهای ناشی از انتخاب ناآگاهانه، انتخاب از روی هیجانات و همچنین انگیزهxadهای نادرست در ازدواج جلوگیری به عمل آید.


برچسبها: طلاق

برچسب: نویسنده: غزل محبی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 5:26

صفحه بندی